تبليغاتX
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ادبی - اجتماعی
 مرگ
 

رفتم

منی که بودم از شرم خدا سرشار

شیرین ترین شیرین فرهاد شما مردم

|+| نوشته شده توسط دکتر محمود اکرامی در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 وقتي خط‌ها موازي‌اند
 
وقتي همه ی خط‌ها موازي‌اند
 

همه ی خطا هاموازي اندعنوان هجدهمین کتابم است که از سوی انتشارات تکا به بازار آمد.

این کتاب مجموعه نثر های ادبی من است که امید وارم مورد توجه عزیزان اهل کتاب قرار گیرد.

پیشاپیش عزیزمندی خوانندگان این سطور و این کتاب را ارج می نهم و می ستایم.

...بانو!

عاشق شدن کم آرزویی نیست،نگاه بهانه كوچكي ست كه آغاز شويم پس از دو ركعت طوفان.پس از دو قنوت

 باران ،پس از دو دوبيت نگاه.

بايد بر خيزم و براي پرندگان ماهي خوار دريا باشم.براي پرندگان مهاجر درخت و براي مترسك ها باد،تا

آستين هاي تهي از دست شان قصيده شود.

آخرين برگ كه افتاد درخت تمام شد.آخرين ستاره كه باريد آسمان هبوط كرد.آخرين انسان كه مرد خدا بودنش

 را به شك نشست .

آنگاه ابر ها كه آه هاي سر گردان من اند با شانه هاي كوهستان دف زدند.

بايد بر خيزم بانو ! و براي آخرين قنوت زمين ربنايي بيافرينم و براي آخرين پرنده پروازي.

...

 

|+| نوشته شده توسط دکتر محمود اکرامی در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
 
 
بالا