برای معلم کلاس اولم
تو کیستی که این چنین بزرگوار و ساده ای
شبیه آفتاب رو به رویم ایستاده ای
تو کیستی که آفتاب و آ ب بخش می کنی
غزل غزل ترانه و کتاب بخش می کنی
پرنده های مشرقی تورا سلام می کنند
درخت ها به احترام تو قیام می کنند
تو معنی بلند شعله و گل و ترانه ای
تو مقصد تمام شعر های عاشقانه ای.
تو می رسی و قیل و قال ما تمام می شود
لب تمام بچه ها گل سلام می شود.
اگر چه آسمان شده ست فرش زیر پای من ــ
اگر چه می چکد گل و ترانه از صدای من ـــ
اگرچه دست ماه هم نمی رسد به دامنم ــ
ولی هنوز با اجازه ی تو حرف می زنم.

|
+| نوشته شده توسط
دکتر محمود اکرامی در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388
|